|
نوشته شده در تاريخ جمعه 8 آبان1388 توسط فرجام
|
سلام دوستان عزیز
بابت این مدتی که نبودم معذرت... درگیر کار بودم از همه دوستانی که تو این مدت به کارگاه نقد سر می زدن و با پیام عمومی یا خصوصی یادی از من می کردن تشکر می کنم.باید بگم به وبلاگ همه تون سر می زدم .تک تک آپ هاتونو می خوندم .به هر حال ... آپ امروز تولد خودمه که خودم واسه خودم گرفتم.کوچیک ..جم وجور ...مختصر...با دو شعر از خودم.
یک نی پر از آوای وحشی یک کوچه گرد پیر و خسته یک آسمان در بند یک چشم یادت نمی آید مرا چون از من گذشتی... می گذشتی وقتی وزیدی سرد و سوزان من فکر کردم گفتی:"او کیست ؟"
حس زیبای تو بال بادبادک چیزی از پرنده ها کم نداری می شی هم بازیه ابرا و خدا به خدا می گی:" میشه پرنده شم؟" ولی تو آخرشم فال می گیری غرق فنجون میشی جای آسمون
کیکیکیکیکیکیکیکیکیکیکیکیکیکیکیکیکیکیکیکیکیکیکیکیکیکیکیکیکیکیکیکیکیکیکیکیکیکیکیکیکیکیکیکیک بفرمایین! (البته فقط ببینین!!) اگه نتونیم کیک به دستتون برسونیم لا اقل چند تا کیک تولد که ارزش دیدن داره رو که می تونیم نشون بدیم که....نه؟ http://kahgel.persiangig.com/image/Gift_Box_Wedding_Cake_by_pinkcakebox.jpg http://kahgel.persiangig.com/image/Topsy_Turvy_Quinceanera_Cake_by_pinkcakebox.jpg http://kahgel.persiangig.com/image/cake.jpg http://kahgel.persiangig.com/image/engine_cake.jpg http://kahgel.persiangig.com/image/Topsy_Turvey_Birthday_Cake_by_pinkcakebox.jpg http://kahgel.persiangig.com/image/Whimsical_Wedding_Cake_by_pinkcakebox.jpg این آخری دیگه عجب چیزیه!! چه قنادای بیکاری داشته... http://kahgel.persiangig.com/image/Skoda_Fabia_Cake_Large.jpg نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 19 شهریور1388 توسط فرجام
|
علی آن شیر خدا شاه عرب الفتی داشته با این دل شب شب ز اسرار علی آگاه است دل شب محرم سرّالله است شب علی دید به نزدیکی دید گرچه او نیز به تاریکی دید شب شنفته ست مناجات علی جوشش چشمه عشق ازلی شاه را دیده به نوشینی خواب روی بر سینه دیوار خراب قلعه بانی که به قصرافلاک سر دهد ناله زندانی خاک اشکباری که چو شمع بیزار می فشاند زر و می گرید زار دردمندی که چو لب بگشاید در و دیوار به زنهار آید کلماتی چو در آویزه ی گوش مسجد کوفه هنوزش مدهوش فجر تا سینه ی آفاق شکافت چشم بیدار علی خفته نیافت روزه داری که به مهر اسحار بشکند نان جوینش افطار ناشناسی که به تاریکی شب می برد شام یتیمان عرب پادشاهی که به شب برقع پوش می کشد بار گدایان بر دوش تا نشد پردگی آن سرّ جلی نشد افشا که علی بود و علی شاه بازی که به بال و پر راز می کند در ابدیت پرواز شهسواری که به برق شمشیر در دل شب بشکافد دلیر عشق بازی که هم آغوش خطر خفت در خوابگه پیغمبر آن دم صبح قیامت تاثیر حلقه در شد از او دامن گیر دست در دامن مولا زد در که علی بگذر و از ما مگذر شال شه وا شد و دامن به گرو زینبش دست به دامن که مرو شال می بست و ندایی مبهم که کمربند شهادت محکم پیشوایی که ز شوق دیدار می کند قاتل خود را بیدار ماه محراب عبودیّت حق سر به محراب عبادت منشق می زند پس لب او کاسه ی شیر می کند چشم اشارت به اسیر چه اسیری که همان قاتل اوست تو خدایی مگر ای دشمن دوست در جهانی همه شور و همه شر ها علیٌّ بشرٌ کیف بشر کفن از گریه ی غسّال خجل پیر هن از رخ وصّال خجل شبروان مست ولای تو علی جان عالم به فدای تو علی
می خواستم چند مداحی بذارم دانلود کنید حیفم اومد فقط دو سه تا بذارم.خودتون کامل ببینید. ولی حتمن از ملا باسم کربلایی گوش کنید. نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 5 شهریور1388 توسط فرجام
|
سلام دوستان آپ این هفته مربوط میشه به یه شعر که من حدود ۱۰ سال پیش تو خوزستان شنیدم.البته بعد از اون این شعر رو به نحوه های مختلف از افراد گوناگون خوندم و شنیدم! ولی این سابقه ش خیلی بیشتر از اونای دیگه ست!!! سعی کنید ایرادهای اونو پیدا کنید: صبر کن عشق زمینگیر شود بعد برو ای کبوتر به کجا؟قدر دگر صبر بکن باش،با دست خودت آئینه را پاک بکن یک نفس حسرت لبخند تو را می بارد تو اگر گریه کنی،بغض خدا می شکند خواب دیدی شبی از راه، سوارت آمد ستاره: سلام ببخشید دیر اومدم من که نقد بلد نیستم اما ... گندم: درود... شبنمکده: سلام سایه روشن: چشمه: سلام پسر نوح: سلام.. پژمان: سلام دوست گرامی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 29 مرداد1388 توسط فرجام
|
فکر نکنین اینجا فقط غزل نقد می شه ...نه!
بفرمایید نقد و بررسی بفرمایید: دین زن را دید،
هادی: سلام عالی پیام(هالو): درود بی تو: نگاه سطحی نگرانه ای که می خواهد با واژه هایی که در ادبیات ما کلیشه شده اند سایه روشن: سلام
ستاره: زن در دین: سورنا: دین زن را دید (حجم بزرگی از دین به دوش زنان است - حجاب - نماز - روزه -همسر داری و.../
فرجام: همه ش همین؟!!هیچ نقطه ی قابل بحث دیگه ای نداره؟!! جل الخالق!!
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 22 مرداد1388 توسط فرجام
|
-چرا نقد و بررسی می کنیم؟ فرجام: من فکر می کنم هر شاعر یا نویسنده ای باید بتونه نقد-خوب و بد رو از هم جدا- کنه.حالا چه در مورد اثر خودش چه دیگران.اگه نتونه یک اثر رو جدا از خالقش نقد کنه به حتم نمی تونه شاعر یا نویسنده خوبی باشه.شاید بعضی ها بگن :"نه...خیلی ها هستن که شاعر یا نویسنده ی خوبی هستن ولی منتقد خوبی نه یا بلعکس".باید بگم در ظاهر بله همینطوره ولی اینو باید مد نظر داشته باشیم که اون فرد ممکنه در مورد اثر دیگران دخالت نکنه ولی بدون شک اولین منتقد اثر خودشه! با اینکه من معتقدم فرق یک شاعر یا نویسنده خوب و یک شاعر یا نویسنده بد در پرداخت و ویرایش اثر هست اما یه نکته رو هرگز نباید فراموش کنیم. اینکه نباید انقد تو نقد فرو بریم که نه تنها یک تئوری زده بشیم بلکه حتا نتونیم چهار سطر راحت بنویسیم. همیشه بهترین منتقد مخاطب بوده و هست کما اینکه تا حالا هم خیلی از اثار رو مردم ما از یاد بردن یا بلعکس به تکرار زمزمه می کنن.این زمانه -زمان ست- که در مورد اثار ما حکم نهایی رو می ده پس بنویسیم و بذاریم دیگران نظر بدن. ممکنه منتقدهای خوب شاعر یا نویسندگان خوبی نباشند نوشته شده در تاريخ یکشنبه 11 مرداد1388 توسط فرجام
|
حالا اگه جرات دارین اینو نقد کنین! رهزنان آهنگ را دزدیده اند بانگ ناقوسی نمی آید به گوش در بیابانی که نامش زندگی ست قهر می کارند در دل های ما بهر محو عشق از فرهنگ ها دوری خود تا ز حق پنهان کنند بهر کتمان شکاف خویش و خلق زنده ها جای شهیدان وطن نقش مانی را به نام خود زدند ننگ روی ننگ مانده تا ابد آب در هاون چه می کوبی عزیز سایه روشن: نه با با کی جرات داره ستاره: "زنده ها جای شهیدان وطن چشمه: سلام بی تو: شعر خوبی بود ولی بعضی جاها شمه ی طنازی شاعر شعر رو به سوی بازی با واژه ها برده بود و حضور قافیه هم به این ضرورت کمک کرده بود.
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 24 تیر1388 توسط فرجام
|
اینم از شعر بعد.این شعر خاک سفر خورده.امید دارم مهمون نوازی کنید! و با نقدهای زیباتون به این شاعر خوب و خوش ذوق و آینده دار شعر پارسی کمک کنیم.
ای آنکه در تغزل من رد پای توست
زیباترین ترانه ی من چشم های توست شاعر که نیستم به خدا ، حرف می زنم چیزی اگر سروده ام اما ، برای توست یک عده موریانه دلم را جویده اند زردم که برگ برگ دلم در عزای توست ** گفتی:" خدا نخواست وصال من و تو را" گفتم:" که حل مشکلمان در دعای توست" گفتی:" دعا قضا و قدر را حریف نیست" گفتم:" خدا تویی و قضا هم قضای توست" سودی نداشت گفتی و گفتم چرا که تو حالا رسیده ای به همان جا که جای توست من هم رسیده ام به سرخط و باز هم زیباترین بهانه من چشم های توست قبل از اینکه دوستان نظر بدن . من دو تا توصیه رو از زبان دو بزرگوار نقل به مضمون کنم که : استاد فکورزاده: در ابتدا باید تبریک گفت به سراینده این اثر به خاطر طبع روان ، احساس زیبا و همچنین استفاده ی به جا و زیبا از سخن بزرگان (در بیت " گفتی دعا قضا و قدر را حریف نیست.....") ....به تقدم و تاخر ابیات دقت کنید ، گاهی مصرع ها جای خودشون قرار نمی گیرند. برای مثال دو مصرع اول رو جابجا کنید.به چه نتیجه ای می رسید؟... قباد پور: شعر زیبا و روانی ست.شاعر باید با استفاده از دانش های مختلف به اثرش بعد بدهد.طوری که وقتی مخاطب اثر را خواند دوباره برگردد و از ابتدا بخواند و باز هم..... و هر بار مطلب جدیدی در آن پیدا کند.
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 4 خرداد1388 توسط فرجام
|
سلام دوستان همیشه عزیز فال وبلاگ ما این شد که می بینید. امید دارم با نظراتتون به شاعرش کمک کنید که هر روز بهتر بنویسه و ما هم از چنین طبع روان و ذوق سرشاری استفاده کنیم. از ما تمام کوچه ها را پس گرفتند یک روز اکسیژن به دنیا پخش کردند دیگر دعا هم کارساز کار ما نیست باسنگ های قلچماق زورگویی حتا دگر میلی به شب گردی نداریم
ساغر شفیعی : سلام به شما و شاعر این غزل.شعر خوبیست فقط من با ردیفش موافق نیستم.اگر همه چیز را آنهابه ما داده اند نمی توانیم انقدر از پس گرفتنشان گله مند باشیم! من شاعر این شعر رو به خوبی میشناسم انقده دختر خوبیه که نگوووووووووووووووووووووو به نظر من این یه شعر سیاسی و اجتماعی می تونه باشه که دور از توهین به شخص یا اشخاص خاصی هست به نظرم شاعر این شعر با مسائل سیاسی یه جورایی احساسی برخورد کرده مصراع (حتی دگر میلی به شب گردی نداریم) هم تا اونجا که جا داشت پرداخته نشده معلومه که شاعرش از این شاعر تنبلاست که همیشه آخر کلاس میشینه وهاب بلاغی: با سلام شعرهای اعتراضی در هر برهه زمانی مخاطبان زیادی دارد که گاهی انگ سیاسی نیز به این شعرها میبندند ولی ما تاریخ این شعر ها را بررسی کنیم میبینیم این شعرها سیاسی نسیتند بلکه نوعی درد مشترک اجتماعیست چون تا میخوانیم میبینیم درد های خدا و کوچ پس کوچه ها از قدیم ال ایام بوده و هستند و خواهند بود ولی من فقط بازی زبانی این شعرها در محور همنشینی انها را دوست دارم هیچی رفیق : سلام گفته بودی نظر بده شعر از نظر ساختار بیرونی ایراد نداره به غیر از یکی دو مورد جزئی موضوع هم خوبه (یعنی بهتره که بگم بیشتر مد روزه) ولی از نظر مضمون یه کم بی منطقه شاعر نمیگه «گرفتند»، میگه «پس گرفتند». چیزی که پس گرفته شده یعنی خودشون داده بودن و مال خودشون بوده پس براش چرا باید گلایه کرد!!!؟ «هم» توی بیت دوم کدوم همراهی رو میرسونه؟! به نظر من حشو میاد ارجاع مصراع پایانی به مصراع اول چه باری داره؟ چی میخواد بگه؟اصلن چه استحالهای توی جریان درونی شعر رخ داده که مصراع پایانی بخواد با ارجاع به مصراع اول اونو توجیه کنه یا توضیح بده سنگ قلچماق چه تصویری داره؟!. با ایمیجی که بعدش از پرتاب کننده سنگ به دست میاد، قلچماق بودنش منتفیه. چون از خودش اختیار نداره (البته در شعر گذشتگان گاهی صفت عامل رو به مزدور نسبت میدادن ولی در شعر معاصر منسوخ شده) «پس گرفتند»ها شاید اگه ردیف نبودن میتونستن با چیزهای دیگه ای مثل «گول زدند» و «خریدند» و «شکستند» و «دزدیدند»عوض بشن و به نظر میاد ردیف خودشو به شاعر تحمیل کرده «حتا» در مصراع آخر به معنی کدوم حداقل اومده که پایینترین درجهدر خود رها شدن باشه. آیا شبگردی تصویر واضحی برای یه داشتهی شخصیه که حالا توی یک فضای خاص دیگه وجود نداره؟! در مورد بیت سوم نکتههای زیادی هست که نمیشه تو این فضا باز کرد. چون هم توضیح لازم داره هم تفسیر. اینکه خدا رو کی داده که کی پس بگیره یا اینکه دعای بی خدا اصلن از نظر وجودی دارای اشکاله و حتی اینکه دعا برای خدایی که مال ما نیست(جدای از اینکه کارسازه یا نه) باید مجزا مورد نقد واقع بشه که اینجا نمیشه. و چون شناخت هم از مولف اثر وجود نداره نمیشه بسطش داد. در کل به نظرم میاد که شاعر این غزل خوب از پس اصول بیرونی کار بر اومده و ویترینش رو محکم درست کرده ولی چیزهایی که توی این ویترین گذاشته با توجه به اصول بازار نیست و حتی گاهی عناصر با خودشون هم ناهمگونی دارن اگه اشکالی در نوع نقد وجود داره همه تقصیر صاحب وبلاگه که هی اصرار کرده که نقد مجازی هم برای خودش عالمی داره عالی پیام (هالو): درود سایه روشن: سلام/ شعر خوبی بود ولی علاوه بر چیزهایی که دوست عزیز ساغر شفیعی گفتند/ با کلمه ی قلچماق در بیت 4 موافق نیستم/ به نظر برای این شعر عامیانه است فرجام : خوش به حال اونی که این شعر رو براش اینجوری بررسی کردن.من اگه جای اون بودم حسابی از هیچی رفیق تشکر می کردم. نه تنها از اون از بقیه هم خیلی زیاد بالاخره هر سلامی یه جوابی داره ش.ک: سلام یادتون که نرفته رسم قبل ، در وبلاگ سابق ، نظراتتون در نزدیک ترین زمان ممکن در صفحه اصلی وبلاگ نمایش داده می شه. |
|